حسن بن نوح القمري البخاري
120
كتاب التنوير (فارسى)
از اين قرابادين در كتابخانه ملى ملك موجود است . بارى بيگمان كلمهء قرابادين از اصطلاحات متداولهء دانشكدهء طب جنديشاپور به بغداد آمده است كه پارسى الاصل مىباشد ، اما سريانى بودن آن بسيار بعيد است . قرانوس از اوزان و مكاييل طبى يونانى است . جرجانى در كتاب ذخيره در فصل اوزان و مكاييل طبى مىگويد : بسيارى از اسامى و اصطلاحات اوزان و مكاييل طبى لغت يونانى مىباشد كه مترجمان كتب طب يونانى عين اسامى يونانى را آورده و بعدا استعمال آنها رواج يافته است ( ذخيرهء خوارزمشاهى ) . قرنفل ( عربى است ) ميخك ، گياهى است خوشبوى كه آن را در داروها و بوىافزار خوراك و ديگ به كار مىبرند . قلع بكسر قاف خون ، و نيز سپوسه مانندى كه بر پوست تن بيمار جربدار پديدار گردد ، ابو على بن سينا گويد : « . . . قلع : الدم ، و ايضا ما يكون على جلد الاجرب - كالقشر . . . » قانون . قنينه وزن كمينه : آوندى است كه باده در آن پر كنند ، مانند شيشه و صراحى ( بطرى يا تنگ ) . قنينهء آبگينه قنينهء كه از شيشه و بلور ساخته شده است . قنينهء گردندراز قنينهء كه گردن باريك و درازى داشته باشد . قوبا دميدگيها بود - جوشهاى ريز كه بر تن مردم پديد آيد . به حرف ح حزازه مراجعه شود . قولنج نام بيمارى است ، به زبان يونانى : ( ايلاءوس ) ، و بپارسى آن را : ( برسام ) گويند . اهوازى در وصف اين بيمارى گويد :